گویند خدا همیشه با ماست ...ای غم نکه تو همان خدا هستی؟؟؟
سلام خدا جون امشب می خوام باهات صحبت کنم تنهام باهاش کنار میام از همه گول میخورم ایراد از بی دقتی خودمه ولی یه مدتی که آرزویی دارم چرا کمکم نمیکنی؟؟؟ ازت پول نخواستم چیزی که مادی حساب شه هم نخواستم سختی شم که کشیدم پس چرا کارم بی جواب موند من که به قولم عمل کردم؟؟؟ من که تو دنیا جز تو کسی رو ندارم تو هم می خوای نا امیدم کنی؟؟؟ غدیرخم باز دل در کوی مستی گم شده عالم هستی ، غدیر خم شده باز هم مستیم از جام غدیر باده می نو شیم ، با نام امیر باز فصل شور شیدایی شده در زمین از عشق ، غوغایی شده آمده عید ولایت ، عاشقان روز کمال رسالت ، عاشقان در غدیر خم بیا، کامل شویم «یاعلی» گوییم و صاحبدل شویم یاعلی ، نور خدا بیعت کنیم عشق را در قلب خود، دعوت کنیم یاعلی ، قرآن ناقص برتراب سوره عصمت،امام آفتاب چونکه احمد(ص) گفت او نور جلی است بعید من ، ای عاشقان مولا علی است شیر خفته رو بیدار نکن بیخیال شو تمامش کن شاید ... اینو بدون هر دستی بدی پس میگیری عادت دارم نامردارو میسپارم به خدا من که نمیگزرم این شالا اون جوابتو بده طبیعت بی رحمه دورو زود داره سوختو سوز نداره پس منتظر باش...! لطفا تمومش کنید مریم که تمام شد ... شما هم تمومش کنید به خواستتون که رسیدین... اینبار باید قبول کنم شکست خوردم مجبورم بشکنمو فراموش کنم واسه ی خودش که آسیب نبینه که بهش گیر ندن اذیتش نکنن ببخشید تمامش میکنم تا اذیت نشی یک روز پسری با دختری آشنا میشه که از هر لحاظ دختر به پسربرتری داشت ولی چندین سال از پسر بزرگتر بود . دختر اونو بعنوان یه دوست خوب انتخاب میکنه و بعد از مدتی پسر عاشق دخترمیشه ولی هیچ وقت جرات نکرد که به اون ابراز احساسات کنه و بهش حقیقت رو بگه . یه روز دختر از دوست پسرش می پرسه که عشق واقعی رو برام معنی کن و پسرخوشحال میشه و فکر میکنه که دختر هم به اون علاقه مند شده و براش حدود نیم ساعت توضیح میده . دختر به دوستش میگه : من دنبال یه عشق پاک می گردم یه عشق واقعی کمکم میکنی پیداش کنم ، تا بحال هر چی دنبالش گشتم سراب دیدم و همه عشقها دروغ و واهی بود ، پسر بهش قول میده تو این راه کمکش کنه . هر روز محبت و عشق پسر به دختر بیشتر میشد ولی دختر بی اعتنا می گذشت و هر چی دختر می گفت پسر چند برابرش رو اجرا می کرد تا دختر متوجه عشق اون بشه . تا اینکه یه روز که با هم زیر بارون تو خیابون قدم میزدند دختر به پسر میگه : میدونی عشق واقعی وجود نداره ؟ پسر می پرسه چطور و دختر میگه : عشق واقعی اونه که واسه معشوقش جونش رو هم بده و پسر گفت : ببین ، به اطرافت با دقت نگاه کن ، مطمئن باش پیداش میکنی و باید اول قلبت رو مثل آینه کنی . دختر خندید و گفت : ای بابا این حرفا برا تو قصه هاست واقعیت نداره . بعد دختر خواست که با هم به رستوران برن و چیزی بخورن پسر قبول کرد ودر حالیکه از خیابون عبور می کردند یه ماشین با سرعت تمام به اونها نزدیک شد*انگار ترمزش برید و نمی تونست بایسته و پسر که این صحنه رو می بینه دختر رو به اونطرف هول میده و خودش با ماشین برخورد میکنه و نقش زمین میشه دختر برمیگرده و سر پسر روکه غرق خون بود تو دستاش میگیره و بی اختیار فریاد میکشه عشقم مرد آره اون تازه متوجه شده بود که اون پسر قربانی عشق دختر شده ولی حیف که دیگه دیر شده بود . دختر بعد این اتفاق دیگه هیچ وقت دنبال عشق نرفت و سالهای سال بر لبانش لبخند واقعی نقش نبست قدر عشقتونو بدونید آدم روی زمین دیگه چیزی ندارم که از دست بدم خدايا کفر ميگويم پريشانم پريشانم چه ميخواهي تو از جانم؟ نمي دانم.نمي دانم .... مرابي انکه خود خواهم اسير زندگي کردي.... تومسئولي خداوندا به اين اغاز و پايانم . من ان بازيچه اي هستم که مي رقصد به هر سازت. تو ميخندي از ان اول به اين چشمان گريانم. نه در مسجد - نه ميخانه - نه در ديري - نه در کعبه... من ان بيدم که ميلرزد دگر بر مرگ پايانم خدايي - ناخدايي؟؟ هرچه هستي قاضي يارب که من ان کشتي شکسته اي در کام طوفانم. تويي قادر - تويي مطلق نسوزان خشک و تر باهم. خدايا کفر ميگويم پريشانم پريشانم پريشانم... خداوندا... بدعت است گفت که اگه مریم نمیخواد باهام باشه واسه اینه که سخت عاشق کس دیگه ای هست. اگر بهم نمیگفته که عاشق واسه اینه که فکر میکرده مزاحم عشقش میشم... و خیلی چیزایی که نمیتونم بگم... منم خیلی فکر کردم اگه دوسش دارم و میخوام خوش حال باشه باید برم کنار... خوب دیگه من میرم کنار و مزاحم کسی نیستم امیدوارم خاطره ی بدی ازم نداشته باشه مریم خانوم خدا حافظ دیگه من نیستم واسه خوشبختیتون دعا میکنم بعدشم حتما متوجه میشم پای کسی در میونه و اونی که به پاکیش ایمان داشتم اونطور نبوده که من فکر میکردم گوشی نداره ولی دوستاش بهم پغام میدن خاکتو سرت که سرکاری اون با کس دیگه ای هست . میذارم رو حساب حسودی باور نمیکنم جواب نمیدم و ولی اون میتونه روزی نیمساعت با افسانه بحرفه باشه انارم باور نمیکنم یعنی به خودم میگم هیچکس راس نمیگه . جلوه همه وایسادم اگه گفت فراموشم کن خیلی نامردی بزرگی هستش منم که این چیزا تو دلم میمونه بیچاره دلم افتاده سر راه روزی هزار بار همه میشکننش روزی گنجشک تنهایی بود که به سختی و زحمت پس از مدت ها برای خودش یک آشیانه ی زیبا ساخت ولی وقتی گنجشک اومد که تو خونش استراحت کنه ناگهان باد مهکمی اومد و خونه ی زیبای گنجشک خسته رو خراب کرد گنجشک که خیلی برای ساخت خونه زحمت کشیده بود با عصبانیت خدا رو سرزنش میکرد که خدا منو دوست نداره از من بدش میاد خونه ی قشنگمو خراب کرد که صدایی شنید که میگفت تو خونه ی تو مار بزرگی آماده شده بود که تو داخل شوی و تو را بخورد اما من با مهربانی به باد گفتم خونه ی تو را خراب کرد و تو از خطر بزرگی نجات پیدا کردی اما تو مرا مورد سرزنش و خشم قرار دادی!!! نمیدنم جدایی ما تو این مدت کوتاه حتما حکمتی داشته ولی من واست صبر کردم اگه تو هم بمونی دیگه وقتش که این جدایی تمام شه . جایی اینو شنیدم که صبر نصف ایمان هستش پس نصف ایمانتو نگه دار. صميمي گروهي از متولدين اين ماه با دوستان و فاميل و گاه همکاران دچار تيرگي شود. براي حل اين مشکل ابتدا بايد اين آدمهاي مسموم را شناسايي و رسوا نمود و سپس با توضيح و برقراري پل هاي تازه اجازه چنين دخالتها و سمپاشيهايي را نداد. نزديکان دچار اختلاف عقيده و نظر و کدورت هايي شده اند بهتر است در حل آن بکوشند فضاي صلح آميزي در اطراف خود پديد آورند، چون خيليها از اين جدايي ها و اختلافات به نفع خود بهره ميگيرند. من پذیرفتم شکست خویش را بندهای عقل دور اندیش را من پذیرفتم که عشق افسانه است این دل درد آشنا دیوانه است می روم شاید فراموشت کنم با فراموشی هم آغوشت کنم می روم از رفتنم دل شاد باش از عذاب دیدنم آزاد باش گر چه تو تنها تر از من می روی آرزو دارم ولی عاشق شوی آرزو دارم بفهمی درد را تلخی برخوردهای سرد را! می رسد روزی که بی من لحظه ها را سر کنی می رسد روزی که مرگ عشق را باور کنی! می رسد روزی که تنها در کنار عکس من نامه های کهنه ام را مو به مو از بر کنی! فکر میکنم واسه این که شاید زیاد نتونم بینتون باشم دارید ترکم میکنید بزار راحتت کنم عملمم نمیتونن بکنن چون اگه بیهوش شم واسه همیشه شدم دلم میخواد اونی که تا لهظه آخر باهام میمونه تو باشی واسه همینه که آروم شدم منم اون موقع من میخواستم برم سراق مرگ هالا اون اومده تازه همه میگن شاد باش نمیشه خیلی روهیه میخواد من همیشه میگفتم از مرگ نمیترسم ولی امشب میگم چون واقعا ترسو تو وجودم دارم نه واسه رفتن نیست واسه اینه که یه چیزایی ثابت نشد حتی عشقو دوست داشتنم دیدیم؟ من همونی هستم که اون موقه بودم ؟؟؟ اگه همه چیز ثابت شه آروم میخوابم یه خواب شیرین... میخوام چیزرو که این همه واسش جنگیدمو داشته باشم به هر قیمتی مگر این که تو نخوای؟؟؟ به عهد و پیمان خویش دلش وفادار نیست در ره عشق عاشقم ، نیست به جزهجرغم همنفس و یار نیست عاشق تبـــــدار نیست ز دوریــــــش کنم تب نامش همیشه بر لب مثل دلم قلب او به عشق که بیـمـــار نیست دیـــــــر رسیدم به تو رد شده بودی ز من حادثه ی سبز عشـــق در پی تکرار نیست باد به گیــــــسوی او چنگ زند های و هو دلم که بی موی او دلخوش گیتــــار نیست با خط دل نوشتم تویی سرنوشتــــــــــــــم جمله یــــــــــادگاری به روی دیوار نیست زمزمه کن با دلم واژه ی تبــــــــــــدار را لب به سخن باز کن یک دفعه صد بار نیست گلم رفتی و بی تو دلم که گلــــــــــزار نیست هیچ نفس خوشتر از لحظه ی دیدار نیست در گذرم سوی تو دو چشــــــــــم آهوی تو باز رسیدم ولی چشم تو بیدار نیست لحظه ی لبخند کو آن ره پیوند کو؟ دردل کم طاقتم طاقت بسیار نیست داغ نگاهی ز تو بر جگرم مانده است کن نگهی عشق من ثانیه هُشیار نیست آنچه نوشتم عزیز حادثه ی قلب هاست دیدم که می نوشتی حادثه در کار نیست! یادتــــــه گفتـــــــی بهم رز قرمز دوست داری! میخــک رو بر میدارم رز باشه یادگـــــاری! با قلمــــــــی جنس دل کنــــار رز قــــرمــــز با رنگ مشکی ِعشق نوشتم بی تو هرگــــز رفتی ولی عزیِـــزم درسته که تو نیستی اما توی قــــــلب من تنها تو بیست بیستی خواستم بدونی بی تو ستاره بی فـــــروغه اگه که من می خندم خنده ی من دروغه گفته بودی که هر وقت از ته دل بخـــــــــندی خبر میدی به قلبــــــم منتظـــــــــرم بخندی گفتم که بی تو قلبـــم تو غصه ها اسیــــره از وقتی که تو رفتـی بهونتو می گیـــــــره دوسِت دارم عزیزم تو باورت نمی شـه فقط دعـــــام همینه زنده باشی همیشه تمام آرزوهــــــــــــــا قشنگ و خوب مال تو خدا کنه هر چــی زود بهتر بشه حــــــــال تو تا عمر دارم تو دنیــــا تو با دلـــــم می مونی گفته بودم عاشقــــــــــم فکر می کردم میدونی! با اینکه تنها شـدم نرفتی از خیالـــم نمی تونم بپــــرم شکسته پر و بالم روزای خوب گذشتن رفتن و بر نگشتــــن خاطــــره های با تو اندازه ی یه دشتـــن تو قصــــر آرزوها حالا که ماه خوابیده نور شمع ِغـم انگیز به شعر مــن تابیده هر شب به یاد عشقت تا اشکِ شمـع بیدارم تا رد شـه یک ستاره هنــــوز در انتظارم آخه میگن ستـــــاره اونکه دنبــــاله داره از راه دوری برات خبر خوش میــــاره تو با منی هنـوزم بگو گمشه سـتاره آخه برق نگاهش قشنگیتو نــــداره آره خــــــــــدای خـوبم! قصه ی مـــــــــا درازه نگو به هیـچ کسی چون این واسه مـــا، یه رازه خدای مهربــــــونم مهربونی ، میدونـــم بگیر دست دلم رو میخوام پیشت بمونم خدای آرزوهــــــــام ببین که خیلی تنهام مراقب دلـــش باش آخه عزیــزه برام! خودم که شنیدم از خودم بدم اومد اما چطور ثابت کنم دوروغ؟؟؟ دلم می خواد بیگناهیم واسش روشن شه تو این شبا کاری نمیکنم جز دعا اگه روشن نشد میرم سراغشون ولی کاش بفهمه بی گناه بودم بهش حق میدم که از من بدش میاد با این حرفایی که اونا زدن... سلام امشب شب عزیزی هستش امیدوارم امشب خدا جونم یه کم از بارهگناهم کم کنه صبرو وبخششم یادم بده سال پیش مثل امشب خیلی دوستان بینمون بودن که الان پیش خدان کاش جای خوبی داشته باشن ولی از ته دلم کسی رو دوست دارم که خیلی کارا هم کردم ولی نمیدونم چرا باورش نشد ازش خبری ندارم هنوزم تنهام نرفتم با کسیو پای عشقم موندم اما نمیدونم اونم تنهاست یا الان تو آغوش یه نفر دیگسدت از بنده ی خدا نا امیدم از همه تا صبح میخوام گریه کنم شاید خدا شاید اونم نمیدونه چقدر عاشقشم اگه این عشق واسم هوس بود الان جای اشک صورتم لبخند روی لبم بود اگه تو این ماه بر نگرده اگه خدا نبخشه پس کی درست میشه ؟؟؟ من که دیونشم اونم یه زمانی بود ولی الان دوستاش می گن کسی رو دوست داره واسه اونه که برا من بهونه جدایی میگیره تا هالا انقدر بد حال نبودم نمیدونم هرکار کردم از یاد نرفت شاید قسمت اینه که از غم بمیرم شاید تو دنیای قبلی خیلی آدم بدی بودم تو که رفتی ولی تا عید تو قلبمی هر شب خوابشو میبینم خواب لهظه های جدایی که میدونستم این وسط یه دسته نامردی تو کاره یکی از اون دستارو خورد کردم... ولی خودم انقدر خورم که دیگه نمیشه جمم کرد این فریادی تو من آرومو بی صدا مونده دارم از درون خوردم میکنه .... یادش به خیر دستشو میگرفتم انگار دنیا مال من بود ولی مگه عشقم زوری میشه؟؟؟ چنتا سوال از خدا دارم که باید جوابشو بگیرم به هر قیمتی آخه من با همه ی وجودم رو راست بودم ولی ... اون نه چرا انقدر باید اذیت شم ؟ چرا کسی باور نداره من دوسش دارم چرا این دوستای لعنتی که خودشون با هزار نفرن باید نزران من باهاش باشم چرا من تو یه لهظه اتفاقی ببینمش عاشق شم بهم نزدیک شه بد اینطور بره من که جای کیسرو تنگ نکردم فقط دارم از اینی که هستم به چیزه دیگه تبدیل می شم دیگه چیزی واسم مهم نیست شاید شاید دست به هر کاری یزنم دگه به کسی اعتماد ندارم کسیو دوست نمیدونم سرم انقدر سنگین شده که انگار یه کوه روی اونه خدایا امشب انقدر واست حرف دارم که تا صبهم که بگم کم میارم شایدم حتی حرفامو گوش نکنی ولی من حرفامو میگم ولی انگار بعضی ها قهرن دگه نه میان نه نظر میدن الانم اگه جواب کسی رو ندم واسه اینه که یه کم کار دارم تمام که شد مثل قبل همیشه هستم درخت غم به جانم کرده ریشه بدرگاه خدا نالم همیشه رفیقان قدر یکدیگر بدانید اجل سنگ است و آدم مثل شیشه ****************************************************** اگر شیری اگر میری اگر مور گذر باید کنی آخر لب گور دلا رحمی بجان خویشتن کن که مورانت نهند خوان و کنند سور ****************************************************** چرا دایم بخوابی ایدل ایدل زغم در اظطرابی ایدل ایدل بوره کنجی نشین شکر خدا کن که شاید کام یابی ایدل ایدل ******************************************************* اگر مستان مستیم از ته ایمان وگر بی پا و دستیم از ته ایمان اگر گبریم و ترسا و مسلمان بهر ملت که هستیم از ته ایمان ******************************************************** عاشق آن به که دایم در بلا بی ایوب آسا بکرمان مبتلا بی حسن آسا به دستش کاسه زهر حسین آسا بئشت کربلا بی ********************************************************* بقبرستان گذر کردم صباحی شنیدم ناله و افغان و آهی شنیدم کله ائی با خاک میگفت که این دنیا نمی ارزد به کاهی ********************************************************* فلک در قصد آزارم چرائی گلم گر نیستی خارم چرائی ته که باری زدوشم بر نداری میان بار سربارم چرائی ********************************************************* مرا نه سر نه سامان آفریدند پریشانم پریشان آفریدند پریشان خاطران رفتند در خاک مرا از خاک ایشان آفریدند درخت غم به جانم کرده ریشه بدرگاه خدا نالم همیشه رفیقان قدر یکدیگر بدانید اجل سنگ است و آدم مثل شیشه ****************************************************** اگر شیری اگر میری اگر مور گذر باید کنی آخر لب گور دلا رحمی بجان خویشتن کن که مورانت نهند خوان و کنند سور ****************************************************** چرا دایم بخوابی ایدل ایدل زغم در اظطرابی ایدل ایدل بوره کنجی نشین شکر خدا کن که شاید کام یابی ایدل ایدل ******************************************************* اگر مستان مستیم از ته ایمان وگر بی پا و دستیم از ته ایمان اگر گبریم و ترسا و مسلمان بهر ملت که هستیم از ته ایمان ******************************************************** عاشق آن به که دایم در بلا بی ایوب آسا بکرمان مبتلا بی حسن آسا به دستش کاسه زهر حسین آسا بئشت کربلا بی ********************************************************* بقبرستان گذر کردم صباحی شنیدم ناله و افغان و آهی شنیدم کله ائی با خاک میگفت که این دنیا نمی ارزد به کاهی ********************************************************* فلک در قصد آزارم چرائی گلم گر نیستی خارم چرائی ته که باری زدوشم بر نداری میان بار سربارم چرائی ********************************************************* مرا نه سر نه سامان آفریدند پریشانم پریشان آفریدند پریشان خاطران رفتند در خاک مرا از خاک ایشان آفریدند درخت غم به جانم کرده ریشه بدرگاه خدا نالم همیشه رفیقان قدر یکدیگر بدانید اجل سنگ است و آدم مثل شیشه ****************************************************** اگر شیری اگر میری اگر مور گذر باید کنی آخر لب گور دلا رحمی بجان خویشتن کن که مورانت نهند خوان و کنند سور ****************************************************** چرا دایم بخوابی ایدل ایدل زغم در اظطرابی ایدل ایدل بوره کنجی نشین شکر خدا کن که شاید کام یابی ایدل ایدل ******************************************************* اگر مستان مستیم از ته ایمان وگر بی پا و دستیم از ته ایمان اگر گبریم و ترسا و مسلمان بهر ملت که هستیم از ته ایمان ******************************************************** عاشق آن به که دایم در بلا بی ایوب آسا بکرمان مبتلا بی حسن آسا به دستش کاسه زهر حسین آسا بئشت کربلا بی ********************************************************* بقبرستان گذر کردم صباحی شنیدم ناله و افغان و آهی شنیدم کله ائی با خاک میگفت که این دنیا نمی ارزد به کاهی ********************************************************* فلک در قصد آزارم چرائی گلم گر نیستی خارم چرائی ته که باری زدوشم بر نداری میان بار سربارم چرائی ********************************************************* مرا نه سر نه سامان آفریدند پریشانم پریشان آفریدند پریشان خاطران رفتند در خاک مرا از خاک ایشان آفریدند درخت غم به جانم کرده ریشه بدرگاه خدا نالم همیشه رفیقان قدر یکدیگر بدانید اجل سنگ است و آدم مثل شیشه ****************************************************** اگر شیری اگر میری اگر مور گذر باید کنی آخر لب گور دلا رحمی بجان خویشتن کن که مورانت نهند خوان و کنند سور ****************************************************** چرا دایم بخوابی ایدل ایدل زغم در اظطرابی ایدل ایدل بوره کنجی نشین شکر خدا کن که شاید کام یابی ایدل ایدل ******************************************************* اگر مستان مستیم از ته ایمان وگر بی پا و دستیم از ته ایمان اگر گبریم و ترسا و مسلمان بهر ملت که هستیم از ته ایمان ******************************************************** عاشق آن به که دایم در بلا بی ایوب آسا بکرمان مبتلا بی حسن آسا به دستش کاسه زهر حسین آسا بئشت کربلا بی ********************************************************* بقبرستان گذر کردم صباحی شنیدم ناله و افغان و آهی شنیدم کله ائی با خاک میگفت که این دنیا نمی ارزد به کاهی ********************************************************* فلک در قصد آزارم چرائی گلم گر نیستی خارم چرائی ته که باری زدوشم بر نداری میان بار سربارم چرائی ********************************************************* مرا نه سر نه سامان آفریدند پریشانم پریشان آفریدند پریشان خاطران رفتند در خاک مرا از خاک ایشان آفریدند دل بستنو بد جدایی جرم است فرهاد بلند شد از قبر گفت در مکتب عشق بی وفای جرم است کاش منم خوب بودم تا باهاشون میرفتم؟؟؟ وای امشب خیلی نابودم دلم می خواد تا صبح... حاظرم الان بمیرم ولی یه نفر سالم بمونه اگه میشد عمرتو هدیه کنی حتما این کارو میکردم یه نفر که مهربونه با حرفاش آرومم میکرد ولی امشب واسم نوشت می خواد بره سفر زبونم لال شاید سفر.... خواهم که در این غم کده آرام بمییییییییییییییییییییییییرم گمنام سفر کردمو گمنام بمیییییییییییییییییییرم خواهم زخدایم که به دل خواه بممممممممممممیرم یعنی که تو را بینمو آنگاه بمیییییییییییییییرم خواهم که به زیر قدمت زار بمییییییییییییرم
![]()

![]()

![]()
![]()


![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
انگار ذهنم را خواند، موذیانه خندید و گفت: من کاری با کسی ندارم، فقط گوشه ای بساطم را پهن کرده ام و آرام نجوا می کنم. نه قیل و قال می کنم و نه کسی را مجبور می کنم چیزی از من بخرد. می بینی؟ آدمها خودشان دور من جمع شده اند. جوابش را ندادم. آنوقت سرش را نزدیکتر آورد و گفت: البته تو با اینها فرق می کنی. تو زیرکی و مومن. زیرکی و ایمان آدم را نجات می دهد. اینها ساده اند و گرسنه. به جای هر چیز فریب می خورند.
از شیطان بدم می آمد. حرفهایش اما شیرین بود. گذاشتم که حرف بزند و او هی گفت و گفت و گفت. ساعتها کنار بساطش نشستم تا اینکه چشمم به جعبه ای عبادت افتاد که لابه لای چیزهای دیگر بود.
دور از چشم شیطان آن را برداشتم و توی جیبم گذاشتم. با خودم گفتم بگذار یکبار هم شده کسی، چیزی از شیطان بدزدد. بگذار یکبار هم او فریب بخورد. به خانه آمدم و در کوچک جعبه ی عبادت را باز کردم. توی آن اما جز غرور چیزی نبود. جعبه ی عبادت از دستم افتاد و غرور توی اتاق ریخت. فریب خورده بودم، فریب. دستم را روی قلبم گذاشتم، نبود! فهمیدم که آنرا کنار بساط شیطان جاگذاشته ام.
تمام راه را دویدم. تمام راه لعنتش کردم. تمام راه خدا خدا کردم. می خواستم یقه ی نامردش را بگیرم. عبادت دروغی اش را توی سرش بکوبم و قلبم را پس بگیرم. به میدان رسیدم، شیطان اما نبود. آنوقت نشستم و های های گریه کردم. اشکهایم تمام شد. بلند شدم تا بی دلی ام را با خود ببرم که صدایی شنیدم، صدای قلبم را.
و همانجا بی اختیار به سجده افتادم و زمین را بوسیدم، به شکرانه ی قلبی که پیدا شده بود. ![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
ایا سحری به رنگ خون دیدی تو
محراب و تو منبری چنین دیدی تو
خون بر در و دیوار و جماعت سر و رو
فرقی که به سجده لاله گون دیدی تو
ان زاده کعبه و امین حرمین
افتاده میان خاک و خون دیدی تو
انکس که ستیز خیبر و بدر و احد
چون شیر بغرید چنین دیدی تو
ایا تو درون ظلمت شام سیاه
نان اور کودک یتیم دیدی تو
ایا دل پرز خون و گریان چشمی
از جور زمانه و زمان دیدی تو
او زخم تن و زبان که در طول زمان
با جان به خرید و دم نزد دیدی تو
ایا زمیان مردم کوفه و شام
مظلوم تر از علی کسی دیدی تو
![]()
کوچه ی تنــــــــگ دلم رهگذر یار نیست
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |




